عهد عتیق
نام این بخش از کتاب مقدس به معنی دقیق به عهد و پیمانی اشاره میکند که خداوند با ابراهیم بست. خداوند همچنین وعده ازدیاد نسل را به وی داد که مدتی بعد توسط اسحق عملی گردید. خداوند همچنین نشانهای برای این عهد و پیمان مقرر نمود که آن بریدن قسمتی از پوست اضافی آلت تناسلی مردانه (ختنه) در فرزند ذکور نسل ابراهیم میباشد. این بخش از «کتابمقدس» شامل: شرح چگونگی خلقت جهان و نوع بشر و سپس شرح زندگی و ارتباطات روحانی نخستین انبیاء از ابراهیم به بعد است. دو بخش متفاوت نیز در کتاب عهد عتیق وجود دارد که به اشعار تعدادی از انبیاء میپردازد. بخش قابل توجهی از اشارات به آمدن مسیح در آینده، در کتاب «مزامیر داوود» - که حاوی گفتگوی داوود نبی با خداوند و نیز سخنانی که داوود به هدایت روح و وحی خداوند میگوید آمده است. عهد عتیق شامل ۳۹ کتاب است.
زیر مجموعه ها
-
پیدایش
پيدايش كتاب "پيدايش"، همانگونه كه از اسمش پيداست، از پيدايش عالم هستي سخن ميگويد. در اين كتاب ميخوانيم كه چگونه خدا دنيا را ميآفريند، چگونه انسان را خلق ميكند و او را در محيطي كامل و زيبا قرار ميدهد، چگونه گناه وارد جهان ميشود و سرانجام چگونه خدا براي نجات انسانِ گناهكار چارهاي ميانديشد. مطالبي كه در اين كتاب آمده عبارت است از آغاز تاريخ بشر، آغاز هنر و صنايع دستي، چگونگي پيدايش زبانها و قومهاي گوناگون. از فصل دوازده به بعد، مسير كتاب متوجه قوم اسرائيل ميشود. از اينجا به بعد داستان زندگي ابراهيم، اسحاق، يعقوب و پسرانش در كتاب ثبت شده كه در خاتمه با شرح زندگي يوسف در مصر پايان ميپذيرد. موضوع اصلي كتاب "پيدايش" كه در سراسر اين كتاب محسوس است، اين است كه هرچند گناه انسان آنچه را كه خدا خوب و زيبا آفريده بود خراب كرد، اما خدا از فعاليت خود دست نكشيده است بلكه بدنبال بشر گمگشته است تا او را نجات دهد و رستگار سازد؛ خدا بر عالم هستي مسلط است و تاريخ بشر را در مسير منافع و نجات عزيزان خود به پيش ميبرد. -
خروج
كتاب «خروج» درباره خروج بنياسرائيل از مصر است. موسي توسط خدا به رهبري بنياسرائيل تعيين ميشود تا آنان را به سرزمين موعود، يعني كنعان، هدايت كند.
دوازده فصل اول كتاب از وضعيت اسفناك بنياسرائيل كه در مصر برده بودند، سخن ميگويد. خدا بر مصريان بلايايي ميفرستد تا فرعون، پادشاه مصر را مجبور كند كه به بنياسرائيل اجازه خروج دهد.
پس از خروج از مصر، به دليل نااطاعتي از خداوند، بنياسرائيل به مدت چهل سال در بيابانهاي بين مصر و كنعان سرگردان ميشوند. «ده فرمان« را خداوند در اين هنگام توسط موسي به قوم اسرائيل ميدهد. علاوه بر ده فرمان، خداوند احكام و دستورات ديگري نيز به بنياسرائيل عنايت ميكند تا آنها بدانند چگونه در طي سفر بياباني خود زندگي كنند. بخش مهم اين احكام درباره قرباني حيوانات بمنظور آمرزش گناهكاران بود. ولي چنانكه بعد خواهيم خواند، اين قربانيها براي آمرزش و آزادي از گناه كافي نبود. در واقع اين روش قرباني پيش درآمدي بود براي قرباني واقعي و مؤثري كه خداوند براي همه انسانها تدارك ديده بود. مرگ عيسي مسيح روي صليب، همان قرباني واقعي است كه قادر است همه انسانها را از گناهانشان رهايي بخشد. -
لاویان
كتاب لاويان سومين كتاب عهد عتيق است. برخي اين كتاب را «كتاب راهنماي كاهنان« نيز مينامند، زيرا مراسم مذهبي كه توسط كاهنان اجرا ميشد در اين كتاب آمده است. كلمه «لاويان« از نام قبيله لاوي گرفته شده است. همه كاهنان اسرائيل از اين قبيله بودند. كتاب لاويان را موسي به هنگام سفر بياباني بنياسرائيل نوشته است.
هفت فصل اول كتاب در خصوص شيوه قرباني براي گناهان كاهنان و مردم ديگر نوشته شده است. بقيه فصول كتاب از قواعد مربوط به خوراك پاك و ناپاك، و نيزمقدس داشتن روز «سبت« و رفتار درست و نادرست سخن ميگويد. فصل شانزدهم از اهميت خاصي برخوردار است. در اين فصل مراسمي كه درباره روز معروف «كفاره« توسط كاهن اعظم اجرا ميشود، نوشته شده است. در كتاب لاويان خداوند به قوم خود وعده ميدهد كه همراه آنان باشد. «در ميان شما راه خواهم رفت و خداي شما خواهم بود و شما قوم من خواهيد بود.»
كلمه «مقدس« در اين كتاب بارها به كار رفته تا نشان دهد خدا چگونه است و چه رفتاري از قوم خود انتظار دارد. خداوند به آنان ميفرمايد كه حفظ احكام و مراسم او بايد جزئي از زندگي قوم او باشد. -
اعداد
كتاب اعداد از فراز و نشيبهاي قوم بنياسرائيل سخن ميگويد. اين كتاب حاوي حوادثي است كه در بيابان بين راه مصر و سرزمين موعود بر قوم اسرائيل گذشته است. در كتاب مقدس عبري، نام اين كتاب «در بيابان« است.
در كتاب اعداد ميخوانيم كه چگونه دوازده مرد اسرائيلي پيشاپيش به سرزمين موعود فرستاده ميشوند تا وضع آنجا را بررسي كنند. از بين اين افراد، تنها دو نفر، «يوشع« و «كاليب« با اعتماد بر خدا، قوم بنياسرائيل را ترغيب به فتح سرزمين موعود ميكنند. اما ده نفر بقيه گزارش ميدهند كه مردان غولپيكري در آن سرزمين هستند و بنياسرائيل قادر نخواهند بود آنها را شكست دهند. با شنيدن اين گزارش منفي، ترس بر قوم اسرائيل غلبه ميكند، بطوري كه آنان به فكر بازگشت به مصر ميافتند. به سبب اين كمايماني، خدا به مدت چهل سال بنياسرائيل را در بيابان نگه ميدارد. در اين مدت، همة جنگجويان قوم ميميرند و نسل جديدي روي كار ميآيد. خدا حضور خود را در آتش و ابر به اين نسل جديد آشكار ميكند و به آنان اطمينان ميبخشد كه همواره با ايشان خواهد بود. خداوند به آنان دستوراتي مبني بر تقسيم اراضي سرزمين موعود، بين قبايل اسرائيل ميدهد.
در كتاب اعداد متوجه اين حقيقت ميشويم كه با وجود تمرد و نااطاعتي قوم خدا، باز خداوند از ايشان مراقبت ميكند. در ضمن، اين كتاب نشان ميدهد كه خداوند صبور است و حتي در امور جزئي زندگي ما نيز در فكر ماست، اما گناه را نيز بيسزا نميگذارد. -
تثنیه
كتاب تثنيه پنجمين كتاب كتابمقدس است. رويدادهاي نوشته شده در اين كتاب از آنجا آغاز ميشود كه قوم اسرائيل، پس از چهل سال سرگرداني در بيابان، به كنار رود اردن رسيدهاند. سرزمين موعود در آنسوي رود قرار دارد.
موسي زبان به سخن ميگشايد و به هزاران اسرائيلي كه آماده ورود به كنعان هستند دستوراتي ابلاغ ميكند. موسي نخست دليل چهل سال سرگرداني را ذكر ميكند، سپس مفاد ده فرمان و دستورات ديگر الهي را كه خداوند توسط وي فرستاده بود، به قوم اسرائيل يادآوري ميكند. («تثنيه« از ريشه «ثاني« و به معني مجدد و دوباره است. مقصود اين است كه دستورات و فرمانهايي كه در كتابهاي قبلي ذكر شده بود، مجدداً در اين كتاب توسط موسي بازگو ميشود و مورد تأكيد قرار ميگيرد.)
در فصلهاي 12 الي 16 كتاب تثنيه، موسي دستورات خداوند را براي قوم اسرائيل بازگو ميكند؛ و در فصلهاي 21 الي 26، او قوانين مربوط به روابط بين مردم را مورد بررسي قرار ميدهد و از بنياسرائيل ميخواهد تا از خداوند اطاعت كامل نمايند.در بخش آخر كتاب، موسي جانشيني براي خود تعيين ميكند تا قوم اسرائيل را بسوي سرزمين موعود رهبري كند. وي سپس به كوه نبو بالا ميرود و از آنجا سرزمين كنعان را مشاهده ميكند. موسي در سن 120 سالگي چشم از جهان بر ميبندد در حاليكه همچنان «نيرومند بود و چشمش به خوبي ميديد.»
-
یوشع
يوشع دستيار موسي بود كه در دوران چهل ساله قوم اسرائيل در بيابان، فرماندهي لشكر اسرائيل را به عهده داشت. پس از مرگ موسي، يوشع رهبر قوم اسرائيل ميشود تا قوم را به سرزمين موعود رهبري كند.
مطالبي كه در كتاب يوشع آمده، مربوط است به جنگهاي بنياسرائيل با ساكنان كنعان و تقسيم سرزمين موعود بين قبايل اسرائيل.
دوازده فصل اول كتاب از فتح كنعان، سرزمين موعود، بدست بنياسرائيل سخن ميگويد. يوشع به فتح شهرهاي كنعان ميپردازد. او سرزمين كنعان را بين قبايل اسرائيل تقسيم ميكند و به آنها مأموريت ميدهد تا با بيرون راندن كنعانيهايي كه هنوز در سرزمين موعود ماندهاند، هر قبيلهاي سهم خود را تصاحب نمايد.
فصل سيزده تا بيست و دو درباره حل مسائل مربوط به اقامت در سرزمين موعود است. در فصل بيست و سه و بيست و چهار ميخوانيم كه يوشع، قبل از فوتش، بزرگان قوم را فرا ميخواند و به آنان گوشزد ميكند كه كارهايي را كه خداوند براي قوم اسرائيل كرده است فراموش نكنند. يوشع آنان را تشويق ميكند تا خداي واقعي را پرستش كنند و تنها آنچه را خداوند ميگويد انجام دهند. او به قوم اسرائيل ميگويد:«امروز تصميم خود را بگيريد» سپس اعلام ميكند: «اين را بدانيد كه من و خانوادهام از خداوند پيروي خواهيم نمود.»
در كتاب يوشع موضوع پيروي از خداوند و تصميم به اطاعت از او مورد تأكيد قرار ميگيرد. قوم اسرائيل تصميم گرفتند از خداوند پيروي كنند. شما چه تصميمي گرفتهايد؟ -
داوران
كتاب داوران حاوي 350 سال رويدادهاي قبل از دوران سلطنتي اسرائيل است. پيش از اينكه شائول بعنوان نخستين پادشاه اسرائيل، حكومت اين قوم را عهدهدار شود، رهبراني اسرائيل را اداره ميكردند. واژه «داوران« كه عنوان اين كتاب است، به همين رهبران اشاره ميكند.
در اين كتاب ميخوانيم كه قوم اسرائيل خداي خود را كه آنان را از مصر بيرون آورده بود تا به سرزمين موعود برساند، فراموش ميكنند و مانند قومهاي مجاور به پرستش بتها ميپردازند. گاه دوازده قبيله اسرائيل بجاي جنگيدن با دشمنان خود، با يكديگر وارد كارزار ميشوند. گويا هر قبيلهاي فقط منافع خود را جستجو ميكند و نه مصالح تمام قوم را.
در زمان داوران، در سرزمين كنعان هنوز قومها و قبيلههايي باقي مانده بودند كه بر اسرائيل يورش ميبردند. اينان عبارت بودند از فلسطينيها، حيتيها و اموريها. زماني كه قوم اسرائيل مورد تاخت و تاز دشمن قرار ميگرفت، از خداوند طلب ياري مينمود و خداوند نيز يك «داور» به كمك آنان ميفرستاد تا آنان را رهبري كرده، دشمن را شكست دهد. سپس براي مدتي صلح برقرار ميشد. اما بمجرد فوت داور، قوم اسرائيل دوباره به روش گناهآلود خود روي ميآورد. در اين كتاب شرح كارهاي دوازده «داور» آمده است.
در اين كتاب همچنين ميخوانيم كه قوم اسرائيل هنگامي كه از عبادت خداوند دست برميدارند تا چه حد ظالم و ستمكار ميشوند و مانند قومهاي ديگر به شرارت ميپردازند.
در داوران 2:11-19 ميتوان خلاصه تمام كتاب را ديد. فراز و نشيبهاي قوم اسرائيل، يكي پس از ديگري، بصورت هفت دوره در اين كتاب ثبت شده است. بنظر ميرسد كه قوم اسرائيل متوجه نميشوند كه گناه هميشه مجازات دارد. بارها ميخوانيم كه قوم اسرائيل هر چه دلشان ميخواست انجام ميدادند و با اين كار، راه را براي مشكلات بيشتر باز ميكردند.كتاب داوران گوياي اين واقعيت است كه خداوند هرگز گناه را بيسزا نميگذارد، اما در ضمن، بمجرد اينكه شخص خاطي متوجه خطاي خود ميشود و با تأسف قلبي و حقيقي، دست توبه بسوي خداوند دراز ميكند، خداوند او را ميبخشد و از گناهش چشمپوشي ميكند.
-
روت
آنچه در اين كتاب ميخوانيد مربوط ميشود به دوراني كه داوران بر اسرائيل حكومت ميكردند. داستان روت بيانگر اين واقعيت است كه در روزگاري كه اكثر مردم دور از خدا زندگي ميكنند، مانند دوران داوران اسرائيل، هستند كساني كه خداوند را ميپرستند و در پي خوشنودي او ميباشند. در زماني كه در اسرائيل قحطي پديد آمده بود، زني به نام نعومي با شوهر خود رهسپار ديار موآب ميشود. در آنجا شوهر نعومي ميميرد و نعومي تصميم ميگيرد به سرزمين خود بازگردد. در اين هنگام روت كه از اهالي موآب بود، به عقد پسر نعومي درميآيد. پس از چندي همسر روت نيز ميميرد. بدين ترتيب نعومي ميماند و عروسش روت. وقتي نعومي تصميم ميگيرد كه به اسرائيل بازگردد روت نيز با او همراه ميشود. اين دو بيوه، هنگام حصاد به بيتلحم ميرسند. روت در مزرعه شخصي به نام بوعز به كار مشغول ميشود. بوعز به روت علاقهمند ميگردد و او را به عقد خود در ميآورد. روت صاحب فرزندي به نام عوبيد ميشود. از نسل عوبيد، داود پادشاه و نيز عيسي مسيح بدنيا ميآيند. در نسبنامه عيسي مسيح، در متي 1:5 نام روت نيز ذكر شده است. -
اول سموئیل
اين كتاب با تولد سموئيل نبي آغاز مي شود و با مرگ شائول پادشاه به پايان مي رسد. سموئيل، كه از دوران كودكي در خانة خدا بزرگ شده بود، بخوبي قوم اسرائيل را هدايت و اداره مي كرد. با اينحال مردم از او خواستند پادشاهي براي آنان تعيين كند. بنابراين او شائول را بعنوان نخستين پادشاه اسرائيل انتخاب مي كند.
آغاز كار شائول بسيار خوب بود، اما بتدريج او از خدا دور شد. خداوند از سموئيل خواست داود را بجاي شائول انتخاب كند. در اين ضمن داود با كشتن جليات فلسطيني، محبوب مردم اسرائيل مي شود. با وجود محبت هايي كه داود نسبت به شائول نشان مي دهد، حسادت شائول نسبت به داود روز به روز مي افزود. بين يوناتان، پسر شائول، و داود دوستي صميمي ايجاد مي شود و اين موضوع باعث حسادت بيشتر شائول مي گردد و او در صدد قتل داود بر مي آيد. داود از دست شائول فرار مي كند و تعقيب شائول بي نتيجه مي ماند.در اين ضمن، اسرائيل و فلسطين با يكديگر در جنگ بودند. شائول و يوناتان در اين جنگ كشته مي شوند و به اين ترتيب كتاب اول سموئيل به پايان مي رسد.
-
دوم سموئیل
كتاب دوم سموئیل كه در واقع ادامهٔ كتاب اول سموئیل است، شرح استقرار پادشاهی حضرت داوود است. این پادشاهی ابتدا در یهودا در قسمت جنوب بود (فصلهای 1-4) و سپس بر تمامی قوم به اضافهٔ اسرائیل در شمال. (فصلهای 5-24) در این كتاب شرح داده میشود كه چگونه حضرت داوود پادشاهی خود را استوار نمود و چگونه با دشمنان خویش چه در بین قوم و چه قدرتهای بیگانه به نبرد پرداخت.
حضرت داوود به عنوان یک مردی با ایمانی استوار و عمیق نسبت به خدا معرّفی شده، همچنین کسیکه به مردم خویش وفادار و امین بود. و نیز نشان داده شده كه او گاهی بهخاطر ارضای خواستههای خویش دچار وسوسه و گناه گردیده است. امّا همینكه ناتان نبی او را از گناهش آگاه میسازد، با اعتراف به گناه خود مجازات الهی را میپذیرد.
زندگی موفّقیّتآمیز حضرت داوود، بنیاسرائیل را تحت تأثیر فراوان قرار داد. سپس آنها پس از مدّتها، در زمانی كه در پریشانی به سر میبردند، به امید پادشاهی دیگر از نسل داوود بودند تا مانند او باشد. -
اول پادشاهان
کتاب اول پادشاهان، تاریخ ادامهٔ سلطنت بنیاسرائیل است که در کتابهای سموئیل شروع شده است. این کتاب را میتوان به سه قسمت تقسیم کرد.
1- جانشینی حضرت سلیمان به عنوان پادشاه در جنوب و شمال و مرگ پدرش حضرت داوود.
2- زندگی موفّقیّتآمیز و پر قدرت سلیمان به خصوص در ساختن معبد بزرگ در اورشلیم.
3- جدا شدن قوم به پادشاهی شمال (اسرائیل) و پادشاهی جنوب. (یهودا) سپس داستان پادشاهانی که تا اواسط قرن نهم ق. م. بر آنان حکمرانی نمودند.
در دو کتاب پادشاهان، هریک از پادشاهان، برحسب وفاداری آنها به خدا، مورد قضاوت قرار گرفتهاند و موفقیّتهای ملّی آنان نیز بر اساس همین وفاداری بوده است، درحالیکه بتپرستی و بیاطاعتی، آنها را دچار پریشانی کرده است. پادشاهان ناحیهٔ شمالی، همه سقوط کردند، درحالیکه سرگذشت پادشاهان جنوب درهم آمیخته است.
قسمتهای مهم کتاب اول پادشاهان، مربوط به انبیای خداوند است. که به مردم هشدار میدادند، بتپرستی نکنند و نسبت به خدا نامطیع نباشند. داستان ایلیا و انبیای بعل در فصل هجدهم قابل ذکر است. -
دوم پادشاهان
دوم پادشاهان دنبالة كتاب اول پادشاهان است كه در حدود 80 سال پس از تجزية حكومت آغاز ميشود. اين كتاب بصورت موازي شرح وقايع را در دو حكومت به مدت 130 سال تا زمان سقوط حكومت شمالي بدست ميدهد و سپس تاريخ حكومت جنوبي را به مدت 120 سال تا سقوط آن شرح ميدهد. در كتاب دوم پادشاهان 12 پادشاه پاياني حكومت شمالي و 16 پادشاه پاياني حكومت جنوبي آمدهاند كه روي هم 250 سال را شامل ميشود؛ يعني تقريباً از 850 تا 600 ق.م. حكومت شمالي موسوم به اسرائيل بدست آشور كه پايتخت آن نينوا بود سقوط كرد (721 ق.م.) (به باب 17 مراجعه كنيد). حكومت جنوبي موسوم به يهودا توسط بابل كه پايتخت آن نيز به همين نام بود سقوط كرد (600 ق.م.) (به باب 25 مراجعه كنيد). ايليا و اليشع انبيايي بودند كه خدا براي نجات حكومت شمالي فرستاد. مدت خدمت آنان روي هم حدود 75 سال و در اواسط دورة حكومت شمالي تقريباً از 875 تا 800 ق.م. بطول انجاميد كه همزمان با حكومت 6 پادشاه اخآب، اخزيا، يورام، ييهو، يهوآحاز و يوآش بود. -
اول تواریخ
کتاب اول و دوم تواریخ، تکرار مطالبی است که در کتابهای سموئیل و پادشاهان ذکر شده است، امّا این کتاب بیشتر وقایع خاندان یهودا را که در جنوب سرزمین اسرائیل سکونت داشتند، شرح میدهد. در این دو کتاب دو نکتهٔ برجستهای که بر تاریخ سلطنت اسرائیل تأثیر داشتند، نشان میدهند:
1- با وجود مصیبتهایی که بر سلطنتهای اسرائیل و یهودا وارد شد، خدا هنوز هم به وعدهای که به آن قوم داده بود، وفادار ماند و نقشهای را که برای قوم خود داشت، توسط آن عدّه کسانیکه در سرزمین یهودا باقیمانده بودند، عملی کرد. برای ثابت کردن این مطلب، نویسندهٔ کتاب به موفّقیّتهای داوود و سلیمان، اصلاحات اجتماعی یهوشافاط، حزقیا و یوشیا اشاره میکند و همچنین از مردمی که به خدا وفادار مانده بودند، نام میبرد.
2- منشأ ترتیب پرستش خدا در معبد بزرگ در اورشلیم و مخصوصاً وظیفهٔ کاهنان و لاویان را در امور نیایشی شرح میدهد و با اینکه سلیمان معبد بزرگ را ساخت، امّا داوود را مؤسس اصلی رسوم مذهبی آن معرّفی میکند. - دوم تواریخ
-
عزرا
کتاب عزرا شرح بازگشت عدّهای از یهودیان از بابل و شروع دوبارهٔ مراسم پرستش در اورشلیم میباشد. این وقایع در مراحل زیر انجام پذیرفتند:
-بازگشت اولین گروه یهودیان از بابل، به دستور کوروش کبیر شاهنشاه پارس.
-بازسازی و تقدیس معبد بزرگ اورشلیم و شروع پرستش خدا در آنجا.
-سالها بعد عدّهای دیگر از یهودیان به رهبری عزرا عالِم شریعت خدا به اورشلیم برمیگردند.
وی در سازمان دادن زندگی مذهبی و اجتماعی مردم جهت حفظ میراث روحانی اسرائیل کمک میکند. -
نحمیا
موضوع اصلی کتاب نحمیا، ادامهٔ مطالبی است که در کتاب عزرا شروع شده بود؛ یعنی بنای جامعهای متشکل از قوم خدا. در این زمان، معبد بزرگ ساخته شده و پرستش خدا به صورت مرتب انجام میگرفت. در چنین شرایطی بود که قوم، نیاز مبرمی به مکانی امن برای زندگی داشت. شرح واقعهٔ بازسازی دیوار اورشلیم، با وجود مخالفتهای بسیار، موضوعی است که در این کتاب بیان گردیده است.
کتاب نحمیا را میتوان به چهار قسمت تقسیم کرد:
-بازگشت نحمیا به اورشلیم برای حکمرانی بر یهودا به دستور شاهنشاه پارس.
-بازسازی دیوار اورشلیم تحت رهبری نحمیا.
-قرائت جدّی قوانین الهی و اعتراف مردم به گناهانشان.
-سایر کارهای نحمیا به عنوان حاکم یهودا.
یکی از قسمتهای مهم و درخشان کتاب، توکّل کامل نحمیا به خدا و دعاهای پیدرپی او میباشد.
بعد از بازگشت قوم از تبعید و اولین مرتبه که کلام خدا برای همگان قرائت شد، در این کتاب چنین میخوانیم: «آنگاه مردم به خانههایشان رفتند و با شادمانی خوردند و نوشیدند و آنچه را که داشتند با دیگران قسمت کردند، زیرا آنچه را که برای ایشان خوانده شده بود، فهمیدند.» ( (12:8 -
استر
كتاب استر گوياي اين حقيقت است كه خدا بر آنچه در جهان ميگذرد تسلط دارد. استر طالب رضاي خداست، لذا خداوند نيز او را در جهت رهايي قوم اسرائيل از يك قتل عام حتمي بكار ميگيرد و توسط او آنان را نجات ميدهد. خشايارشا، پادشاه پارس، از همسر خود ملكه وشتي بسيار عصباني ميشود زيرا او از آمدن به ضيافت ملوكانه سر باز زده بود. بنابراين، پادشاه ملكه را خلع ميكند و بجاي او استر را كه يك دختر يتيم يهودي بود به همسري بر ميگزيند.
مردخاي، پسر عموي استر، كه در ضمن قيم استر نيز بود، به استر نصيحت ميكند كه يهودي بودنش را از مردم پنهان سازد.
خشايارشا رئيسالوزرايي داشت به نام هامان. هامان مردي متكبر بود و از همه انتظار داشت در مقابلش تعظيم كنند. هنگامي كه مردخاي از تعظيم كردن او امتناع ميورزد، هامان سخت خشمگين ميشود و درصدد تلافي بر ميآيد. او پادشاه را برآن ميدارد تا دستور قتل عام يهوديان را صادر كند. پادشاه، غافل از موضوع يهودي بودن استر، دستور را صادر ميكند. هامان فوري دست بكار ميشود و يك دار براي اعدام مردخاي تهيه ميبيند.
مردخاي براي استر پيغام ميفرستد و او را از موضوع آگاه ميسازد. استر جان را بر كف مينهد و به پادشاه اعلام ميدارد كه يهوديست و جزو كساني است كه مطابق فرمان شاه بايد قتل عام شوند. پادشاه چنان عصباني ميشود كه دستور ميدهد هامان را روي چوبه داري كه براي مردخاي تهيه كرده بود اعدام كنند. سپس مردخاي را بجاي هامان به مقام رئيس وزرا منصوب ميكند.
امروزه يهوديان به يادگار آن روز كه به همت استر از قتل عام رهايي يافتند، جشن پوريم را همه ساله برگزار ميكنند. -
ایوب
کتاب ایّوب، داستان زندگی مردی است که بدبختیها و سختیهای زیادی را تحمّل نمود. او تمام فرزندان و دارایی خود را از دست داد و خودش نیز به بیماری کریهی مبتلا شد.
سپس در نوعی مباحثه و تفسیر، عکسالعمل ایّوب و دوستانش به طرز بسیار زیبا و شاعرانهای بیان گردیده است و سرانجام خدا، که مرکز اصلی مباحثات و گفتار آنها بود، به ایّوب ظاهر میشود.
دوستان ایّوب مسئلهٔ گرفتاری او را، از نقطه نظر مسائل سنتی- مذهبی مورد گفتوگو و تفسیر قرار میدهند. آنها معتقدند که چون خدا، خوبی را با خوبی پاداش میدهد و گناه را با تنبیه مجازات میکند، پس رنج و درد ایّوب نشانهٔ این است که او مرد گناهکاری است. امّا برای ایّوب این مسئله خیلی ساده است. او خود را سزاوار چنین مجازات بیرحمانهای نمیداند. چونکه او مردی فوقالعاده نیک و عادل است، نمیتواند بفهمد که چگونه ممکن است خدا اجازه دهد چنین وقایع تلخ و شریرانهای برای او اتّفاق بیافتد. بنابراین خیلی گستاخانه، خدا را متّهم میسازد. ایّوب ایمان خود را از دست نمیدهد؛ ولی مایل است در حضور خدا عادل شمرده شود و خود را مردی نیک به حساب میآورد.
خدا به پرسش ایّوب پاسخ نمیدهد، بلکه در مقابل ایمان ایّوب، با روشی شعرگونه حکمت و قدرت الهی خویش را نشان میدهد. ایّوب سپس با فروتنی تمام، خدا را حکیم و بزرگ اعلام نموده و از کلمات خشونت بار و نابجایی که بر زبان آورده است توبه میکند.
خاتمهٔ کتاب شرح بازگشت ایّوب به وضع اول خود و به مقام و منزلتی بالاتر از مقام نخستین خویش میباشد. همچنین خدا دوستان ایّوب را که گمان میکردند تمام اصول و علّت درد و رنج ایّوب را درک کردهاند، سرزنش میکند. ایّوب نیز اعلام میکند که خدا در حقیقت حکیم و داناست و بالاتر از هرگونه فلسفه و سنّتهای مذهبی میباشد. -
مزامیر
کتاب مزامیر، کتاب سرود و دعای کتابمقدّس است، که توسط اشخاص مختلفی در زمانی طولانی به نگارش درآمده است. این سرودها و دعاها توسط بنیاسرائیل جمعآوری گردیده و در مراسم عبادتی و نیایشهای آنان مورد استفاده قرار گرفته و سپس به کتابهای مذهبی آنان اضافه شده است.
این سرودها و اشعار مذهبی انواع متفاوتی دارند:سرودهای پرستشی و تمجید خدا؛ دعاهای درخواست کمک، طلب حمایت و استمداد برای نجات و رستگاری؛ توبه و درخواست آمرزش؛ سپاسگزاری از برکات خدا؛ و درخواست مجازات دشمنان. این سرودها هم به صورت فردی است و هم به صورت اجتماعی؛ برخی توصیف بسیار صمیمانهای از احساس یک فرد میباشد، درحالیکه برخی دیگر، احساسات و نیاز قوم را بیان میکند.
عیسی مسیح نیز از مزامیر استفاده میکرد، نویسندگان عهد جدید نیز از آن استفاده کردهاند و کلیسا نیز این کتاب را محترم دانسته و از ابتدا آن را در مراسم عبادتی کلیسا مورد استفاده قرار داده است. -
امثال
کتاب امثال سلیمان، مجموعهای است از سخنان و ضربالمثلهای اخلاقی و تعالیم مذهبی. قسمت بزرگی از آن حاوی مطالبی است که به طور روزمرّه همه با آن سرو کار دارند. شروع آن اینطور است: شرط داشتن عمل و دانش، اطاعت و احترام نسبت به خداوند است. سپس نه فقط به تعالیم مذهبی، بلکه به بیان مسائل تربیتی و اخلاقی میپردازد. اغلب سخنان آن که کوتاه و نغز میباشد، از فرهنگ بنیاسرائیل سرچشمه گرفته است. مطالب آن دربارهٔ روابط خانوادگی، داد و ستدها، روابط اجتماعی و مطالبی دربارهٔ پرهیزکاری و خودداری میباشد و انسانها را به دوستی و صبر و بردباری و توجّه نسبت به مستمندان تشویق مینماید.
هیج مقاله ای در این دسته موجود نیست ، اگر نام زیر دسته ها نمایش داده می شود ، آن ها شامل مقالاتی هستند.